روزانه۷۶
شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹ - Filed under دستهبندی نشده
رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . ارد بزرگ
روزانه عنوان بخشی است که هر روز ارسال میشود شامل سخن، شعر، اس ام اس یا پیامک، عکس و…
ویژه امروز :
جملات زیبا
به مناسبت روز مرد : مردی به من نشان بده تا امروز را به او تبریک بگویم
عکس روزانه : حسیت تهی در باشگاه
ترتیب و شماره حروف ابجد
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب
خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
من از این طالع شوریده برنجم ور نی
بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
جملات زیبا
طفلی به نام شادی دیری است گم شده است
هر کس که دارد از او نشان ما را کند خبر
هر وقت تو زندگی به یک در بزرگ که روش یه قفل بزرگه برخورد کردی،نترس و ناامید نشو!چون اگه قرار بود باز نشه جاش دیوار میذاشتن
هر که خوبی کرد زجرش میدهند هر که زشتی کرد اجرش میدهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسانها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدند نسلی از بوزینگان آدم شدند
به مناسبت روز مرد : مردی به من نشان بده تا امروز را به او تبریک بگویم
پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” چندی خوشگله؟”
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!”
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:”زهرمار!”
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!
تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد
من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است
.
.
.
مردی به من نشان بده تا امروز را به او تبریک بگویم!
عکس روزانه : حسیت تهی در باشگاه

مطالب بیشتری در مورد حسین تهی در این سایت
ترتیب و شماره حروف ابجد :
ابجد هوز حطی کلمن سعفص قرشت ثخذ صغظ
۱٫٫۱۰٫٫۱۰۰٫٫۱۰۰۰
مثلا : علی = ۱۱۰
در دهر چو آواز گل تازه دهند فرمای بتا که می به اندازه دهند
از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ فارغ بنشین که آن هر آوازه دهند
بایگانی مجله روزانه
برای شرکت در قرعه کشی سایت به لینک زیر بروید
روش شرکت در قرعه کشی و اطلاع از جوایز
۱۳۸۹-۰۴-۱۲ » admin
