دانلود آهنگ دایه دایه وقت جنگه
دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹ - Filed under دانلود موسیقی
امروز خواننده آهنگ معروف “دایه دایه وقت جنگه” فوت کرد، از اسم این آهنگ معین است که یک آهنگ میهن پرستانه احتمالا مربوط به سالهای جنگ ایران و عراق می باشد

به همین مناسبت یک سری توضیحات در مورد این آهنگ و خواننده این اثر رضا سقایی در ادامه آورده ام که خواهید دید به همراه عکسهایی از او و دانلود ورجن فارسی این آهنگ با صدای مرتضی خواننده مقیم آمریکا و ورجن لری این آهنگ با صدای رضا سقایی و متن فارسی و لری آهنگ و سایر توضیحات…
تصویر خواننده «دایه دایه وقت جنگه» در سال ۱۳۵۵

سقایی متولد ۱۳۱۸ در خرم آباد بود و مدتی در کلاسهای آواز اسماعیل مهرتاش به آموزش خوانندگی پرداخت.وی در اواخر جنگ تحمیلی بر اثر اصابت ترکش بمب در ازنا مجروح شد و تا زمان مرگ درگیر مصائب و عوارض این اتفاق بود.
رضا سقایی ، خواننده موسیقی لری و قطعات ماندگاری چون “دایه دایه وقت جنگه” صبح یکشنبه بر اثر نارسایی تنفسی در تهران درگذشت.
به گزارش مهر، رضا سقایی ،خواننده پیشکسوت موسیقی لری که سالها از بیماری رنج می برد از ده روز پیش به علت سکته مغزی در بیمارستان ساسان تهران بستری شده بود.
سقایی متولد ۱۳۱۸ در خرم آباد بود و مدتی در کلاسهای آواز اسماعیل مهرتاش به آموزش خوانندگی پرداخت.وی در اواخر جنگ تحمیلی بر اثر اصابت ترکش بمب در ازنا مجروح شد و تا زمان مرگ درگیر مصائب و عوارض این اتفاق بود.

وی در طول زندگی هنری اش با هنرمندانی همچون علی اکبر شکارچی ، مجتبی میر زاده و فرج علیپور همکاری داشته و قطعات ماندگاری از وی برجای مانده است؛او نخستین بار تصنیف “آن نگاه مست تو” را به زبان لری اجرا کرد؛همچنین در سال ۸۶ ، ترانه “دایه دایه” با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی جزو آثار فاخر و ماندگار یکصد سال اخیر موسیقی ایران به ثبت رسید.
فتح الله سقایی برادر آن مرحوم در باره تاریخ تشییع این هنرمند گفت : در حال پیگیری امور خاکسپاری هستیم و به احتمال زیاد مراسم تشییع روز سه شنبه از مقابل تالار وحدت خواهد بود.
“امروز یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹ رضا سقایی خواننده این آهنگ به سرای باقی شتافت. روحش شاد.”
وی افزود: پیکر آن مرحوم را پس از تشییع از مقابل تالار وحدت به خرم آباد منتقل و در آنجا به خاک می سپاریم.
متن ترانه دایه دایه وقت جنگه
آواز
چرا غم می خوری از بهر مردن
مگر آن ها که غم خوردن نمردن
به شیرین گفت ای چشم و چراغم
همای گلشن و تاووس باغم
ترانه
زینَُ بَرگم بَوَنیت واوُ مادیونم
زین و برگم را به مادیانم ببندید
خَوَرِم بوُریتو سی هالوُونم
خبر مرا برای دایی هایم ببرید
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه
قطار بالای سرم پر از فشنگ است
د قلا کرده و در شمشیر و دَسش
از قلعه بیرون زده و شمشیر به دست اوست
چیو طلا بَرق می زنه لقام اسبش
لگام اسبش مانند طلا برق می زنه
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه
قطار بالای سرم پر از فشنگ است
نازیه ته سی بکو جومه برته
نازی، جامه سیاه بر تن کن
دور کردن تو قورسو شیر نرته
شیر مرد تو را در گورستان آویزان کرده اند
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه
قطار بالای سرم پر از فشنگ است
کُر سیول اسپی بَکُش خینَم حرومت
پسر سبیل سفید، مرا بکش و خونم حرامت باد
تا قیامت می مونه ای ننگ به نومت
تا قیامت این ننگ به نامت باقی خواهد ماند
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه
قطار بالای سرم پر از فشنگ است
برارونم خیلیین سی صد هزارن
برادرانم خیلی هستند، سی صد هزار
برارونم خیلیین هزارهزارن
برادرانم خیلی هستند، هزار هزار
سی تقاص خینه مِه سَر وَر میارن
برای تقاص خون من پیش خواهند آمد
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
دایَه دایَه وقت جنگه
ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است
قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه
قطار بالای سرم پر از فشنگ است
دایه دایه مشهور ترین ترانه لری است که در مقام ” سه پا ” خوانده و اجرا می گردد.
در جنگ اول جهانی (سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ میلادی یا ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ خورشیدی) که روسها بعنوان متحد انگلیس وارد ایران شده بودند ، در منطقه لرستان تا بروجرد و بخش هایی از غرب کشورمان پیش آمدند . گفته می شود روزی یکی از افسران روسی در بروجرد به یکی از زنان رهگذر که از کوچه ای گذر می کرده ، قصد بی حرمتی داشته است که اهالی لر شهر به دفاع از زن همشهری خود برخاسته و مانع از اجرای این عمل شنیع می شوند . پخش این خبر در لرستان در بین سران ایل ها و طوایف پیش کوه و پشت کوه سبب تحریک افکار عمومی الوار جهت هم پیمانی با یکدیگر با هدف بیرون راندن روسها از منطقه لرستان می شود و لرها موفق می شوند در نبرد و درگیری های مختلف قوای روسیه را تا قزوین مجبور به عقب نشینی نمایند. در درگیری مردم لرستان با روسها طوایفی از بیرانوند ، بالا گریوه و سگوند حضور فعال داشته اند .
ضرب آهنگ ۸/۶ است و سر بیت یا ترجیع بند ترانه تکراری است و اشاره به دو نفر از رزم آوران لر است . طی سالیان گذشته علاوه بر تغییر سربیت این تصنیف ، پیش از اجرای مقام ضربی دایه دایه و یا در فاصله هر دو بیت در وصف جنگ ، یک یا دو بیت از منظومه خسرو شیرین نظامی را نیز در مقامی به همین نام می خوانند و سپس آهنگ ضربی ادامه می یابد . لذا تصنیف دایه دایه امروزی از تلفیق زیبای دو مضمون عاشقانه های نظامی و ترانه ضربی حماسی شکل گرفته است
حیف خوم سی بیرنون د عهد مردو
د وروگرد چول می کرد تا تخت تهرون
لرسّو و کردسون و بختیاری
بیرانون تفنگ ونه سکون سواری
هم یدالله شیر جنگی هم نصرالله خان رنگی
چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو
دایه دایه وقت جنگه
تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)
یدالله گوت نصرالله شونکنی کی
ورم رو، پشتم کمر جا جنگو نی
یدالله گوت ملتی کی هی وگیره
تو و توپت جنگ کنی مه وی سه تیره
دایه دایه وقت جنگه
تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)
آساره د آسمو و ماهی د آووه
مردان خان بیرانون منی قصووه
یدالله و نصرالله دو باز بالدار
دووه سن سی تفنگیا تا پاپی خالدار
د قلا کرده و در شمشیر و دسش
چی طلا برق می زنه لغم اسبش
بیرانوند و باجلاوند بالاگریوه
سی هزار سوار دارن سی هر چه دیوه
هم یدالله شیر جنگی همه نصرالله خان رنگی
چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو
ترجمه:
حیف من برای بیرانوند که در زمان خان مردان
بیرون میراند دشمن را از بروجرد تا به تهران
لرستان و کردستان و بختیاری
بیرانوند ها شلیک می کردند وسگوندها سواری
هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین
چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان
مادر مادر وقت جنگه
تفنگ بالای سرم پر از فشنگه
یدالله گفت ،نصرالله شانه ات را کوتاه نکنید
روبروم رودخانه و پشتم کوه نمیشه جنگید
یدالله گفت ای مردم گوش کنید چی میگم
دشمن با توپ می جنگه و من با این سه تیرم
مادر مادر وقت جنگه
اسلحه بالای سرم پر از فشنگه
ستاره تو آسمون و ماهی تو آبه
مردان خان بیرانوند انگار قصابه
یدالله و نصرالله چون دو باز بالدار
دویدند برای تفنگ ها تا پاپی خالدار
از قلعه بیرون اومد شمشیر به دستش
چون طلا برق می زنه لگام اسبش
ایل بیرانوند و باجلاوند و بالاگریوه
سی هزار سوار دارند برای هر چی دیوه
هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین
چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان
البته این ترانه در طول زمان تغییر یافته و نسخه های دیگری هم از ان موجود است (چند نسخه مختلف دارد)
مانند:
چشیامه نبنید افتو قشنگه
کره لر تا دم مرگ چی شیر میجنگه
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
زین و برگم بونید رو مادیونم
خبر مه بوریتو سی هالوونم
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
ز قلا کرده و در شمشیر وه دستش
چی طلا برق میزنه لغم اسبش
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
نازیه ته سی بکو جومه برته
دور کردن تو قورسو شیر نرته
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
برارونم خیلین هزار هزارن
سی تقاص خین مه سر بر میارن
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
کره لر تا دم مرگ چی شیر میجنگه
اجرای محمد میرزا وند: youtube.com/watch?v=cdJmkg0FYus
اجرای رضا سقایی : youtube.com/watch?v=8rgFrkm3C98

لینک اجرای مرتضی (اینجا کلیک کنید تا دانلود کنید) که فارسی شده این آهنگ لری است و به سبک پاپ می باشد را برای دانلود و متن آنرا در زیر قرار می دهم
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
زینو برگم رو بذار رومادیونم
راه جنگیدنو خیلی خوب میدونم
مرد کوه تکسوار میون میدونم
میون میدونم
اسب باوفای من بیا دوباره
وقت جنگیدنو وقت کارزاره
ابر کینه های من میخواد ببا اره
میخواد ببا اره
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
نازنینم رخت نومزدیتوبر کن
ترک این مرد سوار خیره سر کن
قصه رفتن مارو بیا و باور کن
بیا و باور کن
همسفر بیا ببین تفنگ من بروی زینه
دل میون سینه پر زخشمو وکینه
زخشموو کینه
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
ای که خسته ایو دور از اشیونه
دایه دایه
با سرود من بخون که بیبهونه
دایه دایه
پشت هر مرد سوار به رنگ خوونه
به رنگ خوونه
ای تو بانی ترانهو سرودم
دایه دایه
ای تو نبض هر سلامو هر درود
ای وطن که بسته ای به تارو پوودم
به تاروپوودم
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
زینو برگم رو بذار رومادیونم
راه جنگیدنو خیلی خوب میدونم
مرد کوه تکسوار میون میدونم
میون میدونم
اسب باوفای من بیا دوباره
وقت جنگیدنو وقت کارزاره
ابر کینه های من میخواد ببا اره
میخواد ببا اره
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
دایدا یا وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
دایدایه وقت جنگه
دایدایه وقت جنگه
قطار کش بالای سرم پرزفشنگ جونم
پر زفشنگ جونم
۱۳۸۹-۰۴-۲۸ » admin
